اون همه ناله و بی قراری اون همه غصه و گریه زاری حق من نبود که اینجور تو بخوای بری و رو دل من پا بذاری
مگه من دوست نداشتم تو بگوووو؟؟؟ مگه من چی کم گذاشتم تو بگووووو؟؟؟
تو بگو چرا بریدی از دلم ؟؟؟؟ تو چه جور دلت اومد بگی برم؟؟؟
تو بگو چجور ازت دل بکنم ؟؟؟ تو می دونی عشقم عاشقت منم
تو بگو اگه بری چکار کنم؟؟؟ چجوری پاییزم و بهار کنم؟؟؟
اون همه زخم زبون شنیدم من به خاطر به تو رسیدن از دل و جون خودم گذشتم اما آخرش از تو چی دیدم
نظرات شما عزیزان:
مرسی داداش.gif)
.gif)
برچسبها: اشعار عاشقانهدست نوشته هااشعار غمناک
جمعه 22 مهر 1390| Oηe CM |
|
15:24 |عاشق تنها❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-❊ ❋ ╰☆╮ ✡ ❂ -‘๑’-
ϰ-†нêmê§ |